در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند ...!
خیلی ضد حاله وقتی روز عیدی خودتو تا دندون مسلح کنی به انواع تحهیزات پذیرایی و منتظر بمونی تا شاید ...شاید یکی در خونه رو بزنه ...اما از صبح تا شب هیچ اتفاقی نیفته ...! با وجود این ضد حال بیشتر از اینکه شاد بشی افسرده گی می گیری ...
ای خدا کاش لااقل تعطیلی نبود ...
از چند قدم آنطرف تر که به این سیاره نگاه می کنی موجوداتی رو می بینی که انگار همشون با هم کپی پیس شدن ..کوچکترین تفاوتی رو نمی تو نی پیدا کنی ... اما وقتی وارد دنیای اونها می شی با تمام تفاوتهایی که حتی خودت با اونها داری می شی یکی مثله خودشون ... اینجا همه چیز به نظرت عجیب و باور نکردنی میاد ... و با وجود همه ی ادعاهایی که پیرامون شباهت اینها مطرح شده همه چیز با هم در تضاد است ...حتی همین آدمهایی که از وقتی من اینجااومدم با اونها آشنا شده ام .
شاید این حدسم درست باشد که آدمهای اینجا فقط با غرور پیوندی ناگسستنی دارند و تنها کارشان بیکاری است ... اینها بدنبال تکنولوژی می دوند فقط برای تنبلی خودشان و بعد قانونی را به نام، قانون تلاش برای حیات و رشد معنوی وضع می کنند ... جالب است که کسی را هم نمی یابی که به آن عمل کند و اینقدر این کار را تکرار کرده اندکه تبدیل به نوعی عادت شده است وغافل مانده اندازاهداف قانون من درآوری خود ... !
یکی از این قانونها به قول زمینی ها " قانون مد" است ... مد را هم خواستم مثل خیلی از دانسته های قبلی ام از زمینی ها یاد بگیرم و بدانم که چیست که آنقدر همه در جستجوی آنند ؟! ظاهرا تو باید این قانون که بسیار هم جدی در حال اجرا است را رعایت کنی که در غیر این صورت رشته و زنجیره ی ارتباطاتت از هم می گسلد و تبدیل به موجودی تنها و منزوی می شوی ! این آزمایشی کمر شکن بود وهزینه ی هنگفتی برایم به بار آورد ..البته در همچین مواقعی زمینیها یک تبصره گذاشته اند و آن تبصره ی"چک " است که ازدوحالت خارج نیست. مثبت و منفی ؛ یعنی اگر با محل باشد مثبت و اگر بی محل بود منفی است و آغاز مصیبتت .بر اساس پیروی از قانون مد ،بایستی بالای سرت یک خرمن مو باشد وبر روی منظومه ی چشمانت مژگانی سیاه که هر قدر بیشتر باشد زیباتر است .ابروانی سیاه و بسیار باریک و خلاف دیگر سیارات که بینی شان را عمل می کنند تا بزگترشود تا اکسیژن بیشتر بگیرند آدمهای زمین بینی کوچک را برای زیبایی ترجیح می دهند !
خلاصه اینکه :
اینجا زیباترین احمق زیر آی کیوی 90 بیشترین طرفداررا دارد درست عکسه یک نابغه ی زشت !
پس اگه روزی گذرت به همچین جایی افتاد و با فردی ملاقات داشتی که از منطق و عقل و استدلال سخن پراکنی می کرد بدان که کدام نقشه یا فلان قانونی دیگر در ذهنش هویدا گشته بنابراین شک جایز است ، چون در این کره خاکی عقل آدمها به چشمانشان جهش یافته ، یادت ازتجربه ی بزرگان سیاره ی خودت آید که در زمین همه چیز خلاف آنچه می نماید در تضاد است ... چنان که شاعرانشان هم گفته اند : همین لباس زیباست نشان آدمیت !
زندگیشان در چرخه ای ست و خود غافل از تکرار ... زنهایشان هر روز مانتو های خفاشی شان را و مردان شان شلوارهای پیله ای مانند خود را دور می اندازند اگر لباس های جدیدت را همین امروز بپوشی پیرو مد هستی و نامت " شیک پوش"است اگر همان لباس را 2سال بعد بپوشی "دمده" می شوی . اگر 5سال بعد بپوشی "مسخره "و جالب است که اگر همین لباس را 10سال بعد بپوشی اسمت دوباره جزء " شیک پوشان " ثبت میگردد ! زمینی ها جمله ی تاریخی زیبایی دارن که می گوید : " تاریخ مدام در حال تکرار شدن است " اما خود آنها این را به راحتی نمی بینند و لمس نمی کنند ... طی این چندین سال که اینجا فرود آمده ام ....دانستم که زمین با تمامی زیبایی های خلقتش گرفتار موجودات عجیبی شده است ...
آهای... جیگلی ، جیگلی ، جیگلی ... اخمات و وا کن ...!
وقتی شنیدم باورم نمی شد که می خواد بیاد دیدن ما ...!
یعنی اصلا چنین ملاقاتی تو برنامه اش نبود .
فقط سه ساعت با هم بودیم ...
سه ساعت با هم خندیدیم وگریه کردیم
از دلتنگی ها مون گفتیم
از گذشته هایی که با هم بودیم
تا دلمون خواست با هم عکس گرفتیم .
هم دیگرو بوسیدیم ...
از شادیها و غم هایی که تو این مدت بدون حضور هم سر کرده بودیم ...تو این سه ساعت هر کاری که به فکرم رسید براش انجام دادم ، از جون و دل مایه گذاشتم
آخر سر هم با هم رفتیم فرودگاه و ....رفت ....نگفت کی بر می گرده ...کسی که هنوزم مهر مادرانه رو برام داره امشب هم موهای بلند مو که تو بچگی "دم اسب" اسم گذاشته بود رو شونه زد ...
"نخواستم حتی یک لحظه از ساعات با هم بودنمونو از دست بدم رو همین حساب تا رسیدم خونه اومدم اینجاو این چند سطر رو فی البداهه نوشتم ... "
راستش هنوزهم باورم نمی شه بعد 5سال عزیز ترین فرد خانواده مو تونستم ببینم هرچند که فقط سه ساعت بود ...
"کاش بیشتر کنارمون می موندی ..." این آخرین جمله ای بود که تو فرودگاه وقتی تو بغل هم بودیم بهش گفتم در حالی که چشام نمناک شده بودو بغض تو گلوم داشت اذیتم می کرد ...
به طرز باور نکردنی امروز ۱۰ساعتم رو تلف کردم فقط به خاطره دیدن یه فیلم ...!
کار به جایی رسیده که توی خوابم با شخصیت های این فیلم زندگی می کنم ![]()
" جوابت رو نمی دم چون بی تربیت هستی ...پدر و مادرت درست تربیتت نکردند ...!!!"
وقتی شنیدم من هم تعجب کردم ...!!!
این جمله نمونه ای از کلام "ملازاده " یکی از علمای به ظاهر کرد نشین ایران میباشد که خطاب به یکی از منتقدین گفتارشان بیان نمودند برنامه " اصلاح" بر خلاف نامش ،و به ظاهر با هدف هدایت و بیداری دوستان اهل تسنن هر شب ساعت 8 به وقت ایران روی آنتن شبکه جهانی " پیام افغان "میرود .
در کمال تعجب این برنامه که رسما از منطق و اصول موعظه روی گردانده نه کمکی به فراگیری اصول و مبانی دینی و مذهبی دوستان اهل تسنن دارد ، و نه سبب اتحاد و انسجام آنان می گردد . در حقیقت نوعی گسترش نا امنی و فساد در جامعه ی مسلمین است ...در حالیکه این سبک از موعظه و وضع کردن از جانب یک عالم روحانی دین بعید است و عجیب ...! پخش چنین برنامه هایی از شبکه های افغانستانی مدعی برابری مسلمین جای بسی تامل دارد...!!
بعضی از این شبکه های برون مرزی به خاطر تجارت و نفع مالی چه کارایی که نمی کنند !!!
------------------------------------------------
(( این شبکه از جانب افغانهای خودماو شما مدیریت می شود ...منتها این برنامه به جناب ملازاده یکی از علمای وهابی مذهب فروخته شده است ... هدف حمایت از وهابییت در قالب مذهب اهل تسنن است و البته شوراندن آنها علیه مذهبی دیگر ... قضیه زمانی تعجب برانگیز می شود که این برنامه از یک شبکه ی افغانستانی مدعای صلح مذهبی پخش می شود ...!!! ))